أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
220
قانون ( فارسى )
اگر سرد است به آن سردى مىبخشد ، يعنى قبل از آنكه هممزاج بدن شده باشد تاثيرى دارد . مادهء تناولشده به مرحلهاى مىرسد كه تغيير مىيابد و صورت جزئى از اندام بدن را مىپذيرد . ليكن باز بخشى از حالات آن ماده با مزاج عضوى كه جزو آن گشته است سازگار نيست و بزمانى نياز دارد تا هماهنگ با مزاج اندام شود . براى اين منظور دو مثال مىآوريم و آن تناول كاهو و سير است : بخشى از ماده كاهو در بدن به خون تبديل مىشود . از آنجا كه مزاج كاهو سرد است ، خونى كه از آن آمده است با اينكه خون نيك است باز سردى آن از سردى لازم مزاج انسان بيشتر است . مزاج سير گرم است ؛ اگر سير تناولشده حالت اوليه خود را پشت سر بگذارد و بخشى از آن خون گردد و خون مزبور با اندام بدن بياميزد و هممزاج گردد گرمى موجود در مزاج سير بيشتر از آن است كه مزاج انسان جهت ماندن در اعتدال نياز دارد . سومين نوع تاثير غذاى تناول شده اعم از خوراك و نوشيدنى كه آن را كنش گوهرى ناميديم اين است كه بعد از آنكه مادهء غذائى بدون تغيير حالتى بدرون وارد شد و كار خود را انجام داد و بعد از آنكه تغيير يافت و خود را با مزاج همشكل كرد و يا در مرحلهاى ماند كه تماما خود را با مزاج اندام همانند نكرده است ، اجزاى سادهء تشكيلدهندهء گوهر آن ماده باهم مىآميزند و از اين آميزه مزاجى بوجود مىآيد كه براى پذيرفتن انواع و صور زياد ديگرى كه غير از عناصر ساده خودش هستند آمادگى پيدا مىكند . توضيح : منظور از تاثير گذاشتن مادهء تناول شده ، تاثير در كيفيت آن است . يكى تاثيرى است كه مادهء تناول شده قبل از تغييرش بر جاى مىگذارد ، دوم تاثير عنصرى آن است كه عنصر مادهء تناولشده گوهر خود را چنان تغيير مىدهد و به نيروئى تبديل مىشود كه ماده تحليلرفته را جبران مىكند و از طريق افزودن خون ، گرمى غريزى را در بدن تقويت مىنمايد . بقاياى ماده تناولشده كه به ماده همشكل اندام تغيير نيافته است ممكن است كنشى در بدن داشته باشد . تاثير گوهر ماده تناولشده به اين ترتيب است كه بعد از مرحله اول و مرحله دوم هضم ، عناصر ساده آن مزاجى به خود مىگيرند و بعدا آن مزاج انواع و صور بيشترى نسبت به عناصر ساده خود پيدا مىكند كه اين نوع و صور ، غير از كيفيات اولى است كه براى عنصر وجود داشت ؛ نه از عنصر سادهء مزاج است و نه خود آن مزاج ، زيرا كه اين كيفيت نه گرمى است و نه سردى ، نه رطوبت است و نه خشكى ، نه ساده است و نه تركيبى . منظور از اين تعريف آن است كه بعد از آنكه عناصر سادهء مواد تناولشده در آخرين مرحله گرد هم مىآيند باهم مىآميزند و از اين آميزش مزاجى پديد مىآيد كه آمادگى پذيرش